نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ببین زانو زده یلِ اُمّالبنین که زینب پایش از مَرکب گذارد بر زمین آمده در کربلا سپاه سردارِ غریب پاره شده سینهها زِ نالهی اَمَّن یُجیب ارباب مضطرم حسین... **** محبت را ببین دگر چیزی نگو رقیه آید از مَحمل به دامان عمو دوش عمو مَرکب سهساله زهرای حسین عشق ابوفاضل است پریِ زیبای حسین ارباب مضطرم حسین... **** ببین طفلان زِ ترس به حال هروله دلم میلرزد از تیر و کمان حرمله غم به دلت رَه مده خواهرِ دلدارِ حسین این همه لشکر ببین بازوی سردارِ حسین ارباب مضطرم حسین... **** (قبول کن که شبیه حصیر افتادی قبول کن تَه گودال گیر افتادی)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد