نور بباره به قبر پدر مادرا

نور بباره به قبر پدر مادرا

[ علیرضا سحری ]
نور بباره به قبر پدر مادرا که عشقِ
تو رو توی دل ما گذاشتن

چه تقدیری بهتر از این توی همون عالم زَر
اسم ما رو گدا گذاشتن

معلومه که دست رد نمی‌زنی به سینم
حالا که گرفتار یَلِ اُمُّ البنینم

میگن که بهشت درست شبیه کربلاته
من بهشتو بین روضه‌های تو می‌بینم

ای جانم حسین جانم حسین، جانم حسین جان... 

وقتی راهی ندارم میام سرم رو می‌ذارم
رو ضریح شش‌گوشَت آقا

وقتی گره هست تو کارم سلام میدم سمت یارم
حرم توئه عرش اَعلا

به من اگه باشه روز و شب از تو می‌خونم
خوشبختی یعنی اسم توئه وِرد زبونم

هرجوری می‌شه منو نگهدار توی روضت
حیفه زیر دِین کسی غیر تو بمونم

ای جانم حسین جانم حسین، جانم حسین جان...

نظرات