نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شب تا سحر برای بابا چشام میباره بابام نباشه آروم نداره سوختم و ندیدم ماهِ روی بابا تو آینه شب نشستم روبروی بابا بابا اومد، نگو دیره حالا نگو دختر، زمین گیره حالا قلبم داره، جون میگیره حالا بابا اومد، خدارو شکر... دختر روزایی که نبودی چهها کشیده دلش شکسته قدش خمیده نیمه شب تو صحرا نالهمو شنیدند تازیانه خوردم موهامو کشیدند دارم امشب یکم گله بابا از دستای پر سلسله بابا از این پای پر آبله بابا بابا اومد خدارو شکر...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد