نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم برا تو پَر میگيره بابا ولی تو رو نيزه رقيه رو خاکا تو بند غمِ تو اسيره بابا بيا که ديگه خيلی ديره بابا آخه تو میدونی که از غم دوری آخر گل ياست میميره بابا بی تو غم و دردم ديگه بیحسابه چی میشه يه سر هم بيای به خرابه؟ موهات مثل موهام رو نِی پريشونه به جز پنجهی باد نداره شونه فقط نصيبم آه افسوسه بابا که نيزه گلوتو میبوسه بابا باباجونم باباجونم باباجونم بابایی... خوش اومدی بابا به ويرونهمون ولی چرا با سر، با لبهای پَرپَر؟ با صورت زخمی و غرق به خون سرت رو دادن از کجاها عبور؟ الهی بابا دخترت بشه کور نبينم رو موهات نشسته خاکستر نگو که سرت بوده کنج تنور نمیدونی بابا که من چی کشيدم تو تشت طلا که سر تو رو ديدم ديگه دختر تو اينو خوب میدونه چرا لب پاک تو غرق خونه؟ اگه که رقيه بابا جون داد امشب همه میدونن داغ خيزرونه باباجونم باباجونم باباجونم باباجون...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد