
شاد بودم علی اکبر دارم همرهم شبه پیمبر دارم علی، عَلَی الدُنیا بَعدِکَ العَفا... شاد بودم علی اکبر دارم همرهم شبه پیمبر دارم مهرهم فاتح خیبر دارم خواب دیدم گل پرپر دارم گر تو را چرخ در آغوشم کرد در عوض بوی تو مدهوشم کرد اکبر ای یوسف کنعانی من نور بخش دل رَبّانی من علی، عَلَی الدنیا بَعدَکَ العَفا... اکبرم تو ثمر زهرایی پس چرا خفته در این صحرایی ای که اندر یَم خون غوطه وری جان به قربان تو زیبا پسری دیده بگشا و به من کن نظری که تو از حال دلم با خبری هرچه خواهی تو علی ناز بکن دیدهات را به رخم باز بکن این من هستم که علی میگویم یوسف گمشدهام میجویم گل پرپر شدهام میبویم رخم از خون سرت میشویم آه از داغ تو من هیچ شدم در کنار تو زمینگیر شدم علی، عَلَی الدُنیا بَعدَکَ العَفا...