بنشینم و از سوز جگر ناله برارم
حسین سیب سرخیپسندیدن5
بازدید1.9K
(بنشینم و از سوز جگر ناله بَرارم بر صورت خونین تو صورت بگذارم)۲ بردار سر از این خاک و دعا کن تا من به سر کشتهی تو جان بسپارم (رسم است که بر نعش جوان لاله گذارن من لاله به غیر شرره ناله ندارم از بس به تنت زخم روی زخم رسیده ممکن نبود زخم تنت را بشمارم)۲ با یاد لب خشک تو ای نور دو دیده جا دارد اگر تا سر نی اشک ببارد (در خیمه زبان تو مکیدم جگرم سوخت)۲ بگذار ز لبهای تو یک بوسه برآرم حسین آه حسین آه وای وای وای