نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از حرم آمد برون جلوه ی پیغمبری با رخ زهرایی و، با جنم حیدری صحنۀ میدان بدل، شد به عجب محشری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی موقع جانبازی است، رفته ز کف طاقتش تیغ و سپر در کف و، ذکر علی عادتش خوانده حسین اِن یکاد نذر قد و قامتش با نگهی می کند، از پدرش دلبری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی ماه حرم مثل شیر، بر دل اعدا زده از برش تیغ او دشمن او جازده گرچه به رفتن شرر بر دل بابا زده داده به لشگر نشان، رزم علی اکبری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی یا علی و یا علی، بر لب او کرده گل ماه نطر می زند، عمه بخوان چار قل داده عنان را ز دست، لشگر کوفی به کل معرکه ای شد به پا، وای چه رزم آوری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی لشگری از جنگجو، از دم تیغش گریخت شد به عجب ابن سعد رشتۀ کارش گسیخت دم به دم از دشمنش نعره زد و زهره ریخت حیدر کرببلا، با رجز حیدری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی در برت آمد حسین با سر زانو علی از تو نمانده تنی، کو پسرش کو علی کاش نفهمد که خورد، نیزه به پهلوعلی زخم به پهلوی توست، ارثیۀ مادری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی بس که به روی دلم داغ دمادم رسید اشک به چشم همه، عالم و آدم رسید بر سر نعشت علی عمه به دادم رسید ماند ، برایم فقط، دیدهء از خون تری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی قسمت تو تیغ و تیر، قسمت من غم شده موی سرم شد سپید، قامت من خم شده بعد تو ای عمر من عمر پدر کم شده وای چرا غرق خون، وای چرا پرپری گفت انابن الحسین، ریخت به هم لشگری یا علی یا علی، یا علی اکبر یا علی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد