
سری به نیزه بلند است در مقابل زینب سری که سایه کشیده است روی محمل زینب سری که معجزهاش روی نِی تلاوت وحی است مسیح روی صلیب است در مقابل زینب چه دل فریب صدایی، چه آیههای به جایی که بعد خطبهی خواهر شده مکملِ زینب پس از خطابهی منبر زمان نوحهسرائی است بخوان که گرم شود با دَم تو محمل زینب چگونه نفی کنم خارجی شدن را بخوان که حل شود از خواندنِ تو مشکل زینب برایشان بگو از روضههای باز دل ما به استناد روایاتی از مقاتل زینب بگو به کوفه در کربلا چهها که نکردند بگو چهها نشد با سر تو و دل زینب بگو که این اُسرا از حریم شیر خدایند بگو که ناقهی عریان نبوده منزل زینب یتیم عترت و نان تصدقی که حرام است اضافه میشود اینگونه بر مصائب زینب زِ دست قافله باید بگیرم این همه نان را ولی اگر بگذارند این سلاسل زینب اسیر این همه خفاش شبپرستم و اینجا تویی هلال و اباالفضل ماه کاملِ زینب هزار گرگ گرسنه هزار چشم حرامی به جای قاسم و اکبر به دور محمل زینب تو را به نیزه و شمشیرشان به قتل رساندند ولی زِ هلهله حالا شدن قاتل زینب حسین! جانِ عزیزت به من نگاه بینداز ببین عوض نشده بعد تو شمایل زینب تنم زِ کعب نِی و تازیانه خرد شد آخر بعید نیست زِ هم وا شود مفاصل زینب سر تو رفته به نِی پس شکسته باد سر من زِ تو عقب نمیافتد در این واهمه زینب روی نِی موی تو در باد رها افتاده در فضا رایحهای روح فزا افتاده سر تو میرود و پیکر تو میماند از هم آیاتِ وجود تو جدا افتاده