بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن2
بازدید1.8K
بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود دامان آسمان ز غمش پر شراره بود در زیر پای اسب، دو کودک ز دست رفت طفلان پیاده و دشمن سواره بود از دستها مپرس که با گوش ها چه کرد از مشت ها بپرس که با گوشواره بود چه کسی تو رو کشته زینب و آواره کرده میان این همه دشمن چو بی کسیام دیدن به اشک بی کسیم ناکسان خندیدن