تصویر حنیف طاهری - بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود

بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود

[ حنیف طاهری ]
بیش از ستاره زخم و فلک در نظاره بود 
دامان آسمان ز غمش پر ستاره بود 

لازم نبود آتش سوزان به خیمه ها 
دشتی ز سوز سینه ي زینب شراره بود 

می خواست تا ببوسد و برگیردش زخاک 
قرآن او، ورق ورق و پاره پاره بود 

یک خیمه نیم سوخته، شد جای صد اسیر 
چیزی که راه نداشت درآن خیمه، چاره بود 

در زیر پای اسب، دو کودک ز دست رفت 
چون کودکان پیاده و دشمن سواره بود 

آزاد گشت آب، ولیکن هزار حیف ! 
شد شیردار مادر و، بی شیرخواره بود 

چشمی برآنچه رفت به غارت،نداشت کس 
اما دل رباب، پی گاهواره بود 

یک طفل با فرات کمی حرف زد ولی 
نشنید کس که حرف زدن با اشاره بود 

یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود 
در پشت ابر، چهره ی هر ماهپاره بود 

از دست ها مپرس که با گوش ها چه کرد 
از مشت ها بپرس که با گوشواره بود 

***

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حنیف طاهری شام غريبان(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه شام غريبان(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های شام غريبان(محرم و صفر)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد