نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای امیر کاروان کربلا کوفیان بر غارت ما زد صلا دیده بگشا سیل لشگر بین به دشت دستگیری کن که آب از سر گذشت *** او مرا میخواند و من آنروز دستم بسته بود تو را میان شعله دیدم از عمر و اهل مدینه دل بریدم حیا ز حق نمک نکردند نگاه کردند، کمک نکردند ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد