ای امیر کاروان کربلا
حنیف طاهریپسندیدن15
بازدید2.5K
ای امیر کاروان کربلا کوفیان بر غارت ما زد صلا دیده بگشا سیل لشگر بین به دشت دستگیری کن که آب از سر گذشت *** او مرا میخواند و من آنروز دستم بسته بود تو را میان شعله دیدم از عمر و اهل مدینه دل بریدم حیا ز حق نمک نکردند نگاه کردند، کمک نکردند ***