
با اجازه از خداوند تعالیِ حسین اول ماهی زدم دل را به دریای حسین بادبان عشق وا شد ناخدا آماده است باز کشتی نجات شاه راه افتاده است (شخص حیدر پای کار نصب پرچم آمده سینهزنها یا علی ماه محرم آمده کشتهی اشک است اربابی که شد آقای ما کِیف دارد دست جمعی گریه کردنهای ما)۲ خالی از احساس بودم از غمش پُر میشوم مطمعنم عاقبت با لطف او حُر میشوم در میان هروله پرواز را حس میکنم رخت از تن میکنم تا یاد عابس میکنم بر لبم شور شهادت را عسل کن آخرش جان جانت نوکر خود را بغل کن آخرش حضرت زهرا خودش دنبال کار نوکر است پیرهن مشکی نوکر دستدوز مادر است نالهی ما امتداد نالههای فاطمهاست بانی اتمام روضه مجتبای فاطمهاست چای مجلس از فرات شاه تأمین میشود این علمها با پر جبریل تزیین میشود بین هیئت کربلایش را زیارت میکنیم شب به شب با انبیا در روضه شرکت میکنیم دختری شیرین زبان اعجاز را آغاز کرد نطق لال مجلس ما را رقیه باز کرد آی نوکر رزق اشکت را عذابآور بگیر کربلای اربعین را از علی اکبر بگیر کاش خون ما بریزد در دیار کربلا شیرخوار ما فدای شیرخوار کربلا بین آن خاکی که شاه تشنه لب از حال رفت ناگهان از ذوالجناح افتاد تا گودال رفت مادر پهلو شکسته طاقت دیدن نداشت این تن سرنیزه خورده پشت و رو کردن نداشت