
تیر از بس كه خورده بود حسین بر تنش مثل پیرهن شده بود نیزههاشان تمام شد كم كم موقع سنگ ریختن شده بود نفسش بین راه بر میگشت موقع دست و پا زدن شده بود بودم اما جلو نمیرفتم شمر آنقدر بد دهن شده بود تكهای را ربود هر كس كه روبه رو با حسين ِمن شده بود هرچه کردند رو به قبله نشد یعنی آنقدر پاره تن شده بود حسین