نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تیر از بس كه خورده بود حسین به تنش مثل پیرُهن شده بود نیزههاشان تمام شد كم كم موقع سنگ ریختن شده بود نفسش بین راه بر میگشت موقع دست و پا زدن شده بود بودم اما جلو نمیرفتم شمر آنقدر بد دهن شده بود زیر انداز خانههای دهات كفنِ شاه بیكفن شده بود هزاران بار مُردم من برای مردگانی که تو را یک بار میبینند ولی صد بار میمیرند همین که حالا که ما داریم خواب وصل میبینیم کسانی دارند آن طرف پیش یار میمیرند وصیت نامهام را مینویسم پشت دیوارت گدایان غالباً پشت همین دیوار میمیرند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد