دیدی از غصه و غم خسته و مالامالم

دیدی از غصه و غم خسته و مالامالم

[ سیدرضا نریمانی ]
دیدی از غُصّه و غم، خسته و مالامالم
آمدی باز خودت زود به استقبالم

از رفاقت چه بگویم که شبیهِ مادر
هرکجا رفته‌ام و آمده‌ای دنبالم

مرگِ همسایه و اَقوام مرا زنده نکرد
بس‌که با حِرص و طمع در طَلَبِ آمالم

از سیَه‌رویی و احوالِ بدم هیچ مپرس
شرمسارم چه بگویم؟ به همان مِنوالم

چه گرفتاری و بیماریِ سختی دارم
شب به شب وقتِ مناجات و دعا بی‌حالم

نظری کن که فقط جَلدِ نجف باشم و بَس
نکند گم بشوم، مُهر بزن بر بالَم

بی‌علی هر دَم و هر بازدَمی مَعصیّت است
با علی حُکمِ عبادات گرفت احوالم

سفرِ کربُبلا، تَذکره‌اش با زهراست
آه مادر چه شده تذکره‌ی هرسالم؟ 

من همان سینه‌زنِ داغِ حسینت هستم
که پریشان شده از تشنگی‌اش اَحوالم

کاش بودم به کنارش که تَنَش پا نخورد
سال‌ها گریه‌کنِ آن بدنِ پامالم

کاش بودم که به او این‌همه نِیزه نزنند
یادِ آن جسمِ مُقَطَّع شده در گودالم

کاش بودم که شَوَم غارت و غارت نشود
داغدارِ تنِ غارت‌شده در جنجالم

پربازدید‌ترین‌های مناجات سیدرضا نریمانی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های مناجات مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

نظرات