خواب دیدم که مردم

خواب دیدم که مردم

[ سیدرضا نریمانی ]
خواب دیدم که مردم، دیدم ملکی بود و گفت من ربک
گفتم الله، گفت آری، ای مسافر، چه قبله‌ای داری؟

مکس کردم، نگاه سردی کرد، گفت آیا جواب می‌دانی؟
کافری، گبری یا مسلمانی؟

گفتم آری که من مسلمانم، قبله‌ام کعبه است، می‌دانم
پنج نوبت، نماز می‌خوانم، البته حج به جا نیاوردم

گفت آیا اسیر تردیدی؟ علتش چیست ترسیدی؟
باز گفتم که قبله‌ی سنگی، قسمت حج مستطیعان بود، روزیه مردمان ثروتمند

کعبه را دیدن از امیران بود، کعبه کی روزیه فقیران بود
کعبه‌ی من ولی، در ایران بود، حج من گوشه‌ی خراسان بود

از همان روز اول خلقت، صاحب خانه حال من را دید
تا رها باشم از شک و تردید، رحم آورد مهربانی کرد

جان من داشت می‌پژمرد، قبله‌اش را جنوب غربی برد
قبله‌ای را،قرینه با آن ساخت، بار دیگر مرا مسلمان ساخت

رو به سمت شمال شرقی کرد، قبله‌گاهی برای ایران ساخت
کعبه در مکه بود اما باز، کنج ایران ما خراسان ساخت

(تا نگاه رضا به ما افتاد
یک نگاهش، هزار سلمان ساخت)۲

منه در آرزوی حج مانده، تا دم مرگ محترم بودم
با رضا، حاجیه حرم بودم، با رضا شاد با رضا خوشحال، با رضا بی‌خیال غم بودم

ای مَلَک، دست از سرم بردار، حال من را به حال خود بگذار
در لحد من اگر پر از آهم، علت این است دیده در راهم

ای ملک، بوی یار می‌آید، دور شو آن نگار می‌آید
وعده داده، سه بار می‌آید

هر چه من گفتم از توهم نیست، قول او مثل قول مردم نیست
ای ملک، دور شو مراد آمد،دلبر من ابالجواد آمد

پربازدید‌ترین‌های مناجات سیدرضا نریمانی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های مناجات مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

نظرات