صد گره افتاده در کارم چه کردم با خودم؟
سیدرضا نریمانیپسندیدن30
بازدید8.4K
صد گره افتاده در کارم، چه کردم با خودم؟ بد گرفتارم، گرفتارم، چه کردم با خودم؟ در گلویم بغض درگیر است با آهِ مدام شاهدِ لحظات دشوارم، چه کردم با خودم؟ سالها بازیچهی نفسِ طلبکارم شدم من به خود خیلی بدهکارم، چه کردم با خودم؟ حال ایمانم مساعد نیست، تقوایم چه شد؟ سنگ شد قلبِ وفادارم، چه کردم با خودم؟ اشکِ چشمانم چه شد؟، شوق مناجاتم چه شد؟ رفت لذّتهای سرشارم، چه کردم با خودم؟ در سرَم میپرورانم حُبّ دنیا را مدام در فنا افتاده افکارم، چه کردم با خودم؟ ای خدا عفو و گذشت و رأفت و صبرم چه شد؟ داشت رنگی از تو رفتارم، چه کردم با خودم؟ داشت دستم ذکرِ تسبیح تو را، یادش بخیر بابِ مِیلت نیست کردارم، چه کردم با خودم؟ غفلتی سنگین به روی سینهام افتاده است مانده زیر تَلّ و آوارم، چه کردم با خودم؟ همدم شیطان شدم، من که برایم سخت بود لحظهای چشم از تو بردارم، چه کردم با خودم؟ کولهبارم کاش خالی میشد از کوهِ گناه خسته از عصیانِ بسیارم، چه کردم با خودم؟ باز هم با توبه و شرمنده برگشتم خدا خوب میدانم گُنهکارم، چه کردم با خودم؟ دستهایم را گرفتی، گفتی از پیشم نرو من که خیلی دوستت دارم، چه کردم با خودم؟