نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خوش به حال هر که حیران علیست بیقرار وصل و هجران علیست دل پریشانی مرا بیچاره کرد چارهام زلف پریشان علیست طینتم بودهست ترابِ بوتراب خلق آدم کار آسان علیست زندگی دلبستگی بر مرتضیٰست مُردنم لطف دوچندان علیست بارها او را زیارت کردهام وقت مرگم وقت جبران علیست چشم من باز است وقت احتضار چشم گریانم به چشمان علیست زیر باران نجف غسلم دهید این گناهآلوده مهمان علیست بعد جان دادن که تنها میشوم پاسخ فریاد من جان علیست دست من کوتاه گردد زیر خاک دست خالیام به دامان علیست آنچه با خود میبرم در زیر خاک گریههای زیر ایوان علیست میرود روحم به وادیُ السلام وادیِ برزخ بیابان علیست میکِشد مولا مرا سوی بهشت قفل دوزخ دست دربان علیست فاطمه جرم مرا خط میزند پشت لطفش، لطف و احسان علیست قبر من نوری ندارد جز حسین مُردهام هم روضهگردان علیست بیشتر از هر کسی روز جزا احتیاج من به طفلان علیست آب بود و حرمله مهلت نداد قاتل من کام عطشان علیست * * * * گفتم از آبی که مینوشند حتی اسبها جرعهای مهمان لبهایش کنم اما نشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد