نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حالا که آسمونم نمیباره حالا که دیگه عموش نمیرسه داره روی دست بابا جون میده هیشکی به داد گلوش نمیرسه داغ اکبر یه دفعه کشته منو مگه چند بار میکشن یه آدمو؟ حرمله با بوی خون عوض نکن بوی زیر گلوی نوزادمو چجوری بگم به مادرش آخه؟ شیرخوارت آخرشم آب نخورد حرمله آتیش بگیری که تیرت یه تیکه از گلوی بچمو برد **** با یه دستم تنشو گرفتمو با یه دست باید سَرو نگه دارم یه نفر باید به دادم برسه که تیرو از تو گلوش در بیارم ای حسین **** هی میگم: مَنَ الوَرید اِلَی الوَرید هی میگم: مِنَ الاُذُن اِلَی الاُذُن روضهی شیرخواره والا سختتره از مصیبت وَ الشمرُ جالسٌ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد