هر نخِ قنداقِ این نوزاد یک حبلالمتین است این علی ابن حسین ابن امیرالمؤمنین است کودک این خانواده مردِ میدانِ نبرد است هقهقِ این شیرخواره حَقحقِ فتحالمبین است تشنگی تنها بهانه میشود، این نازدانه عزم میدان دارد عینیتِ عینُالیقین است ظاهراً او کودکی بیدست و پا و تشنه اما روز محشر مثل جدش مرتضی حِصنِ حَصین است روی دست شاه میدان رفت و طوفانی به پا کرد او علمدارِ حرم مثل یَلِ اُمُّالبنین است عالِمان روزیِ خود را پای این روضه گرفتند چون عمو جانش حسن روزی رسانِ مؤمنین است یا علیاصغر مدد ذکرِ تمنای وصال است روضهخوانِ شیرخواره دلبرِ پردهنشین است