ببین به این و به آن رو زدم نشد بابا که بر زمین و زمان رو زدم نشد بابا به خاطر تو به ناکِس، به نامرد به شمر تا به سنان رو زدم نشد بابا به قدرِ این کفِ دست آب هم نمیخواهی برای کمتر از آن رو زدم نشد بابا برای آن که مرا حرمله زند نه تو را به او، به تیر و کمان رو زدم نشد بابا مقابلِ من و تو آب را به اسبش داد چقدر پیشِ همان رو زدم نشد بابا بیا که پیر و جوانِ سپاه میخندند علی به پیر و جوان رو زدم نشد بابا