تو که آخر گره رو وا می‌کنی

تو که آخر گره رو وا می‌کنی

[ سیدرضا نریمانی ]
تو که آخر گره‌ رو وا میکنی
پس چرا امروز و فردا میکنی

یکی بیاد تو این کوچه
به مادرم کمک کنه

اشک حسینو پاک کنه
به خواهرم کمک کنه

من نمی‌گم شما بیاین
دست بابامو وا کنین

فقط میگم مقیره رو
از مادرم جدا کنید

فزه داره با ناله‌هاش
قلبمو از جا می‌کَنه

هرکی با هرچی دستشه
مادرِ ما رو می‌زنه

دنبال حیدر می‌دوید
از پهلویش خون می‌چکید
شکر خدا زینب ندید
---
صلّ اللهُ عَلَیکُ یا عطشان
مقتل میگه افتادی آقاجان

مقتل میگه از مادر آب خواستی
آب آوردن، پیراهنت رو راستی

مقتل میگه پنجه تو موت کردم
بی پیرُهن هی زیر و روت کردن

خواهرت به، نفس نفس افتاد
خیمه دستِ ...
---
سقای دشت کربلا اباالفضل 
دستش شده از تن جدا اباالفضل

آب به خیمه نرسید
(فدای سرت ) 3

قامتِ زینبت خمید
(فدای سرت) 3

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم
منو تنها نگذار ای علمدارم

تیرِ نامرد اگر مانع مَشکم می‌شد
می‌شد این آب شود چشمه‌ی زمزم که نشد

(شهدا ما رو به اون خلوتی راهی بدین
دعایی در حق ما تا که ما هم بشیم شهید)

پربازدید ترین شعر روضه سیدرضا نریمانی محرم و صفر فاطمیه

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین محرم و صفر فاطمیه

نظرات

یافاطمه زهرا اغیثینی