اول نیفتد بی ‌گمان آخر می‌افتد

اول نیفتد بی ‌گمان آخر می‌افتد

[ سیدرضا نریمانی ]
اول نیفتد بی‌گمان آخر می‌افتد
دیوار کج همواره راحت‌تر می‌افتد

هرکس که زهرا را کند آزرده‌خاطر
روز جزا از چشم پیغمبر می‌افتد 

جبریل می‌فهمد به‌خوبی حرف من را
وقت تماشایش کلاه از سر می‌افتد ‌

معلوم بود از اولش در کفو زهرا
قرعه به نام ساقی کوثر می‌افتد 

پشتش به این انسیه‌ی حوریه گرم است
شیرخدا وقتی به دردسر می‌افتد 

از برکت سربند یازهراست قطعا
با یک اشاره گر درِ خیبر می‌افتد 

رمز گشایش در قنوت سبز، زهراست
هرجا گره در کار هر نوکر می‌افتد

بالا و بالا می‌رود تا آن سوی عرش
هرکس به پای فض‍ّه و قنبر می‌افتد

بی‌شک هرآن‌که شیعه باشد کار و بارش
فردا به دست بانوی محشر می‌افتد 

من مطمئنم نطفه‌اش اشکال دارد 
هرکس که با این خانواده در می‌افتد

بین در و دیوار ثابت می‌کند که
هرکس که با حق در بیفتد ور می‌افتد

جان علی با فاطمه پیوند خورده 
زهرا بیفتد بی‌گمان حیدر می‌افتد

پربازدید ترین شعر روضه سیدرضا نریمانی محرم و صفر فاطمیه

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر فاطمیه

محبوب ترین محرم و صفر فاطمیه

نظرات