
تمام عمر دلم سمت و سوی هرجا رفت که عاقبت رَهِ جویم به سمت دریا رفت شدم غلام شَهَنشاه طوس و فهمیدم که خاکِ کویِ رضا تا به عرش بالا رفت از آن زمان که شفا خانهاش به راه افتاد دگر زِ روی زبانها دَمِ مسیحا رفت همین که نغمهی نقاره کوهپیما شد صدای نعرهی ناقوس از کلیسا رفت به کیمیای وجودت قسم دلم به حرم چو خاک آمد و چون زَر، نفیس و اعلا رفت طبیب نسخهی ما را شراب ناب نوشت که دل به سمت خراسان سوی مداوا رفت هوای کرب و بلا و نجف که جای خودش زِ سر زِ عطر ضریح تو هوش درجا رفت خدا گواست هر آن زائری که کرب و بلاست چو داد حضرتتان را قسم به زهرا رفت خوشا به حال دلم امشب از میان قفس گرفت از تو برات و بدون ویزا رفت فرشته پَر زد و آمد و گفت جبریلم کنار پنجره فولاد او به اِغما رفت بدون دل شدم و دل ربود از من طوس همین که یوسف مصرم سوی زلیخا رفت جانم رضا جانم رضا..