نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بی مقدمه با رخصت از جناب قمر نوشتم اول خط سیدی علی اکبر خدا به حضرت ارباب هدیه داده آقای خوشا به حال پسر یا خوشا به حال پدر و جلوه کرد در عالم علی دوباره علی که برد نام علی را به هر مناره علی علیست وارث والایی و وقار علی به دست اوست برازنده، ذوالفقار علی حسین غریب، یا مظلوم.. به سینه مُهر ” انا فاطمی نسب ” دارد زمان زمان تبراست ، پس غضب دارد به انتقام، سر از دشمنان طلب دارد همیشه نعره ی یا فارس العرب دارد علی کنار ابالفضل مثل جان و تن اند بگو که جمع ابالقاسم و ابالحسن اند حسین غریب، یا مظلوم... میان کرببلا خواست تا نشان بدهد علی شده، که برای حسین جان بدهد چرا بهانه به دست حرامیان بدهد نخواست تا به امان نامهها امان بدهد نظام لشکر خودکامه را به هم می زد همین که دور و بر خیمه ها قدم می زد مي گذرد روز و شب، زندگي ام با علي بندهی يا هو شدم، بندهی مولا علي عرش خدا كرده است، شهر نجف را علي فاضل و افضل علي، عالي و اعلی علی علی ولی الله، علی اسدالله.. بندهی بنده نواز، خاكي بالا نشين وصله ی نعلين او، نقطهی ثقلِ زمين مالک روز جزا، حاكم في يوم دين موقع طوفان كه شد، گفت خدا اينچنين. نوح ! پريشان نباش، زود بگو يا علي ای دل اگرعاشقی، درپی دلدارباش پشت درِ خانهی، حیدرکرار باش جان بده پای علی، میثم تمار باش خسته نشو در بزن، عاشق این کار باش دل بکن و دل ببر، از همه الا علی لافتی الا علی لا سَیفَ اِلاّ ذُوالفَقار
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد