نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(به میدون چه یلی عازمه)2 (عدو مستعسل و نادمه)2 تو این سن بی زره بودنم، غیرت حیدری لازمه (حذر کن ازرق این قاسمه، خطر کن ازرق این قاسمه)2 با اصل و نسبه و خوش نسله پشت پیکارش به علی وصله شاگرد عموش ابالفضله (حیدری سخنه، کَاَنهُ حسنه)2 غیور و با جنمه، کَاَنَهُ حسنه چشم همون چشمه، غضب همون غضبه اومده ریشهی نسل ازرق و بکنه کَاَنهُ حسنه یا قاسم یا قاسم ... (با سر بند مدد فاطمه)2 (به میدون یک تنه حاکمه)2 یه لشکر دست به تیغش رو دید یه لشکر افتاده به واهمه (حذر کن ازرق این قاسمه، خطر کن ازرق این قاسمه)2 با صلابت نشسته رو زینش خنده رو لب حسین میشینه نبیرهی امیرالمؤمنینه (شیر صف شکنه، کَانهُ حسنه)2 خاطرهی جَمَله، کَانهُ حسنه چشم همون چشمه، غضب همون غضبه وقت یادآوری فضاحته یه زنه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد