
(حیرت آور میجنگه، داره محشر میجنگه)2 قاسم بن الحسن (انگاری جدش داره، توی خیبر میجنگه)2 قاسم بن الحسن چه هنر دارد و با غیض و غضب میجنگد مثل باباش چه با اصل و نسب میجنگد یک تنه با همه یلهای عرب، میجنگد همه گفتند که این تشنه عجب، میجنگد ای جمالزاده بدان، قاسمِ ما صف شکن است (این عمامه که به سر بسته، برای حسن است)2 کیه قاسم؟ (نوهی علیه، برا خودش یلیه)2 تیغ سیغلیه، جانم قاسم ازرق رو زده، کارش رو خوب بلده ذکرش علی مدده، جانم قاسم جانم جانم جانم قاسم... (ابوفاضل میباله، به وقار و این حاله)2 قاسم ابن الحسن یاد صفین افتاده، وقتی بود سیزده ساله، قاسم ابن الحسن بسم رب الحسن از خیمه قمر میآید کیست این ماه، که حیدر به نظر میآید اینچنین که سوی میدان خطر میآید پدر اَزرق شامیست، که در میآید از جمال و جبروتش همه میترسیدند (بعد ده سال همه، روی حسن را دیدند)2 کیه قاسم؟ نوجوونه ولی، میجنگه مثل علی به به چه یلی، جانم قاسم بازوشو ببین، رگ گلوشو ببین ماه روشو ببین، جانم قاسم -------------------------------------- (کریم ابن کریم، باب حاجات منی کریم ابن کریم، ذکر هر سینهزنی)2 کریم ابن کریم، قاسم ابن الحسنی (جلوهی کوثر و، پیغمبر و خود حیدرو داری)2 (حکم برادر کوچکتر علیاکبر و داری)2 الله اکبر، به شکوه و جلالت کردی قیامت، تو با این سن و سالت وقتی که ازرق، با یه ضربت زمین خورد میگفت اباالفضل، شیر مادر حلالت یا قاسم ابن الحسن...