
برای تو به همه رو زدم ولی نشد بابا ببین به این و به آن رو زدم نشد بابا که بر زمین و زمان رو زدم نشد بابا بخاطر تو به ناکَس، به خاطر تو به نامرد به شمر تا به سنان رو زدم نشد بابا به قدر این کف دست هم آب نمیخواهی برای کمتر از آن رو زدم نشد بابا برای آنکه مرا حرمله زند نه تو را به او و تیر و کمان رو زدم نشد بابا مقابل من و تو آب را به اسبش داد چقدر پیش همان، رو زدم نشد بابا ************** چرا قهری مگه تقصیر دارم به جایت بر کفم زنجیر دارم کف آبی فقط خوردم عزیزم بیا از نیزه پایین شیر دارم دلم میل دو ابروی تو دارد ببین که شانهام موی تو دارد در آغوشم فقط پیراهن توست لباس تازتم بوی تو دارد دوباره روضه میگیرم عزیزم در این ویرانه میمیرم عزیزم دوباره حرمله رد شد از اینجا دوباره خشک شد شیرم عزیزم مرا آزار با زنجیر میداد به من نان خشک با تحقیر میداد زن شامی دلم را سوخت وقتی کنارم طفل خود را شیر میداد