نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این خاکبوسیها و این عرضِ ارادت قیمتیست این دوستی همراهِ اظهارِ مَوَدَّت قیمتیست تنها نه اشکی که برایش بین روضه ریختم حتی لباسِ مشکیَم روز قیامت قیمتیست مثلِ جواهر خاکِ پای زائرش با ارزش است دیگر بماند تا که چه اندازه تربت قیمتیست هرچه قرابت بیشتر، اذن زیارت بیشتر با این حسابِ ساده پس اینجا رفاقت قیمتیست از چای ریزِ روضهاش، تا روضه خوانِ محفلش موی سپیدِ تک تکِ خُدّامِ هیئت قیمتیست آتش حرامِ سینهزنهای حسینِ فاطمه است پس این کبودیهای سینه بینهایت قیمتیست حتی اَدایِ گریه کنها را که در میآوری در باب این را نیز میگوید، روایت قیمتیست شرمندگی اینجا فقط سود دو چندان میدهد حُر به همه اثبات کرد اشکِ ندامت قیمتیست تائیدِ زهرا مادرش، اذن دخولِ روضههاست قدرِ خودت را پس بدان، این مهرِ دعوت قیمتیست سر هم بیُفتد از تنم نامش نمیافتد زِ لب این عشق بازیها و این سوزِ حرارت قیمتیست تا کربلا هی ساربان در زیر لب واگویه کرد یعنی چقدر اَنگشترِ در دستِ حضرت قیمتیست با غارتِ رختِ تنت سودِ کلانی بردهاند پیراهن و عمامۀ سبزِ سیادت قیمتیست ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد