نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای نوجوان کربلا ای شیر آزاده ای مجتبیزاده عالم نبیند تا ابد مثل تو شهزاده ای مجتبیزاده عبداللهبنمجتبی یابن ولی الله سرباز ثارالله رحمت به آنکس که تو را شیر وفا داده ای مجتبیزاده (یابن ولی الله جانم به تو عبدالله)۴ پای برهنه بیسپر تو آمدی میدان قربان آن ایمان مانند تو چشم جهان کم دیده دلداده ای مجتبیزاده مارا به جان قاسمت اهل محبت کن مرد شهادت کن ما اول راهیم تو در آخر جاده ای مجتبیزاده (یابن ولی الله جانم به تو عبدالله)۴ یک دم بمان، مانده عمو تنها در این صحرا واویلا، واویلا با کهنه خنجر، ظالمی گردیده آماده ای مجتبیزاده یک گوشهای از قتلگه شد روضهخوان مادر تو میزدی برسر دیدی عمو در خاک و خون لب تشنه افتاده ای مجتبیزاده من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم بر مشامم میرسد، هر لحظه بوی کربلا در دلم ترسم بماند، آرزوی کربلا تشنهی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم دربغل قبر شهید کربلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد