نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای حسین، ای که ز داغت در و دیوار گریست هر دلِ زنده و هر دیدهی بیدار گریست انبياء را همه دل سوخت به مظلومىِ تو اولياء را همگى ديده و دل، زار گريست در دلِ نوح، غمِ تشنگيت طوفان كرد كه به دریا زد و چون موجِ گرانبار گريست گفت چون واقعهی كربُبلا را جِبريل فاطمه ناله زد و احمدِ مختار گريست ديد در خواب تو را چون به دلِ لُجّهی خون با دلى غرقِ به خون حيدر كَرّار گريست بود ذكر عطشت پيشتر از خلقتِ آب ای كه ابر از غمِ تو بر سر كُهسار گريست ***** سوختم از آتشت، آه سوزان تبی همچو لب خشک تو، هیچ ندیدم لبی نیست زبانت که خود شرح دهی مطلبی گریه کنم همچو نای در عوض لای لای ***** گل بی خار حسین، آخرین بار حسین آمدی تا که شوی مُهر طومار حسین غنچهی من مزن از خندهات آتش به دلم من که خود از تو و از مادر تو بَس خِجِلم اصغرم لالایی، اصغرم لالایی لالهی صحرایی، غنچهی زهرایی کوفیان کف بزنند، یا بُوَد لالایی به روی دست پدر با گلوی پاره بخواب شده دستِ پدر از بهرِ تو گهواره بخواب اصغرم لالایی، اصغرم لالایی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد