نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این کودک ششماههی من تاب ندارد گهواره به تاب است و علی خواب ندارد شرمنده از این بیش مکن مادر خود را من شیر ندارم، پدرت آب ندارد گله از نیزهدار و تیغ دارم بیا پایین ز نیزه شیر دارم دو دستم را به زیر آب بردم حلالم کن نبودی آب خوردم ***** یادت باشه یه بارم به من مادر نگفتی مواظب خودت باش ، از روی نی نیفتی ***** خورشیدِ من، به ذرهی خاک نظاره کن دنیای بیفروغ مرا پر ستاره کن سوگند میدهم به تن پاره پارهات سوگند میدهم به گلوی علی اصغرت پروندهی گناه مرا پاره پاره کن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد