آه گرفت به ما راه گرفت

آه گرفت به ما راه گرفت

[ محمدحسین حدادیان ]
آه گرفت به ما راه گرفت
دستش که بالا رفت ماه گرفت

وقت و بی وقت به یادش میفتم
که اون روز تو کوچه با گریه می‌گفتم

به پَرش نزن، لااقل جلو پسرش نزن
بی‌هوا نزن، بسه انقدر بی‌حیا نزن

یارالی ننه، یارالی ننه، یارالی ننه

پَر شکست، کبوتر شکست
دستش که بالا رفت سر شکست

اهل عالم نبینید صبورم
من اون روز تو کوچه شکسته غرورم

بمیرم براش، حوریه تاب کتکو نداشت
بمیرم براش، کاشکی مادرم فدکو نداشت

از خودم دیگه سیر شدم
دستش که بالا رفت پیر شدم

بعد کوچه نبود ازدحامی
نبود حرف بازار نه بزم حرامی

وا مصیبتا، شهر شامه شهر بی‌غیرتا
وا مصیبتا، مثل فاطمه است همه صورتا

مُردم مُردم مثل مادرت کتک خوردم
رقیه دخترت جون داد
سر رو زمین افتاد

در جدا شده، دعوا شده
دیدم تو خونمون برو بیا شده

شدت صدا اینطور می‌گفت
فاصله بین دنده‌ها زیاد شده

پربازدید ترین زمینه محمدحسین حدادیان محرم و صفر حضرت زهرا (س)

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زهرا (س)

محبوب ترین محمدحسین حدادیان

نظرات