نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آنکه در میکده هوهو دارد دیدهاش تا به خدا سو دارد سمت دریای نجف جو دارد چون شراب نجفی بو دارد یاد عشقی ازلی میافتد مست در صحن علی میافتد باهمه غفلت و کوتاهیها دستش شستیم زگمراهیها نه شبیه علی اللهیها مثل یک حوض پر از ماهیها خویش را غرقه کوثر کردیم شب به شب دور علی میگردیم کلماتش همه بوسیدنی است سائل کوچهی مولا غنی است با علی هرکه پی دشمنی است با پدر مادر خود نانتی است2 در جوارش بدیم خاک شده نسب ما به علی پاک شده سگ اصحاب اگر آدم شد اشک چشمانش اگر شبنم شد یا اگر رفت رکوع و خم شد گر به سجده سر او محرم شد پوزه بر خاک نجف مالیده در نمک زار نجف خوابیده همه مبهوت همه سرگشته شهر از عود معطر گشته فاطمه بعد سه شب برگشته کعبه دور سر حیدر گشته مستها وقت جنون آمده است کعبه از کعبه برون آمده است خلقت آن لحظه که ایجادشده با علی یاعلی آباد شده چون که امشب شب میلاد شده سیزده افضل اعداد شده به لب شیعه رطب داد علی افتخاری به رجب داد علی نیست ازعرش علی اعلیتر ازکف کفش علی بالاتر ازمقامات علی والاتر چشم احمد شده گر حالاتر شانه برپای خودش بنهاده یاد معراج خودش افتاده گرچه توصیفش از اوصاف جداست گرچه مدحش فقط از آن خداست باز دلواپس ما قوم گداست او که ایوان طلایی دارد گردنم حق خدایی دارد به سوالات جواب است علی حاسب یوم حساب است علی قلم و لوح و کتاب است علی فاطمه درّ و رکاب است علی دل دریا به کف این صدف است چشم فیروزه به در نجف است سفره وا کرد و رطب داد به ما هو کشیدیم و طرب داد به ما ازخودش اصل و نسب داد به ما چون بدهکار طلب داد به ما سالیانیست که او شبگرد است به خداوند که خیلی مرد است آنقدر غصه خور مردم بود به لبش جو عوض گندم بود کی سزای کرمش هیزم بود بانوی خونه درآتش گم بود مزد پیغمبر اکرم این بود دست ثانی چقدر سنگین بود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد