نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(گفتی که از شهر کوفه دو سه خطی بنویس ۲ گفتی که مثل مدینه غریبه هست یا که نیس ) ۲ (من برات نامه نوشتم با غم و اشک زیاد تا تَه قصه رو دریاب از همین کاغذ خیس) ۲ حرفای مردم کوفه یه دروغ بود تو نیا بازار آهنگراشون چه شلوغ بود تو نیا فانوسای دستشون برای همراهی تو یه چراغ نیمه جونِ بی فروغ بود تو نیا یا حسین میا به کوفه ۴ واسه سر بریدن تو همه آماده میشن ۲ من یه چیزو خوب میدونم که اینا خیلی بدن دستای سنگینشون قلبمو آتیش میزنه ۲ زن و بچه نمیفهمن همه شونو میزنن ۲ شمشیرا شدن آماده یا حسین کوفه نیا حیلهی اِبن زیاده یا حسین کوفه نیا با زن و بچهها برگرد دل من شور میزنه اینجا نامَحرم زیاده یا حسین کوفه نیا ۲ یا حسین میا به کوفه ۴ از سر دارالاماره تو رو میزنم صدا حرف مردمش دروغه یه قدم اینجا نیا ۲ دلم از غصه گرفته برا دخترای تو اینجا نقشهها کشیدن واسهی گوشوارهها ۲ تشنهی آبم و فکرم لبای شیش ماهته ۲ اینجا من تنهای تنها شب و روزم غربته اینجا نامردی زیاده آدماش رحم ندارن ۲ اینجا بچهها رو کشتن واسشون یه عادته یا حسین میا به کوفه ۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد