دیگه امون نمیده اشک چشم خیسم
جواد مقدمپسندیدن10
بازدید6.1K
دیگه امون نمیده اشکِ چشم خیسم دارم برات از شرح حالم مینویسم به روم همه درا رو بستن با من همه غریبه هستن عهدشونو با تو شکستن آه این جماعت حیا ندارن به عهد و پیمان وفا ندارن انگاری ترس از خدا ندارن غریب مادر ، حسینِ زهرا... اینا تو فکر کشتن دردونههاتن تمام فکر و ذکر مسلم بچههاتن سکینتو کوفه نیاری شیرخوارتو کوفه نیاری رقیتو کوفه نیاری گرگای کوفی همینن آقا با تیغ و شمشیر کَمینن آقا بزرگ و کوچیک بیدینن آقا آه این جماعت حیا ندارن به عهد و پیمان وفا ندارن انگاری ترس از خدا ندارن غریب مادر ، حسینِ زهرا... زمزمهی زیر لبم شهادتینه عزیزتر از جون واسه من عشقِ حسینه به عشق تو سرم رو میدم جونمو تو راه تو میدم برات همه هستیمو میدم مسلم شهید راه حسینه فدای روی ماه حسینه سوز و گدازش آه حسینه آه این جماعت حیا ندارن به عهد و پیمان وفا ندارن انگاری ترس از خدا ندارن غریب مادر ، حسینِ زهرا...