نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عکست رو قاب چشممه دارم نگاهش میکنم کوفه نیا کوفه نیا من از تو خواهش میکنم این کوفیای دینفروش دنیارو دوس دارن فقط کسی بدهکار تو نیست اینا طلبکارن فقط بگو که باشم عَبد کی اگه که من بندت نشم نیا به کوفه یا حسین نیا که شرمندت نشم آقا نیا تو به شهر بیدینها ناامیدم از اینها ای امید عالَمین رونده شدم آقا هر جا در زدم جونِ بر لب اومدم بِفداک یا حسین یا حبیبی ، یاحسین کوفه نیا ، یاحسین کوفه نیا... با لبهای تشنه دارم شهادتینم رو میگم این دَم آخر، آخری حسین حسینم رو میگم من گوشت به قربونی شدم توی بازار قصابا نوکرا فدائی میشن سلامت سَر اربابا کاشکی میشد برگردی و اصلاً نیایی این وَرا رونق گرفته کاسبی تو بازار آهنگرا میترسم از طناب و زنجیراشون نیزه و شمشیراشون میزنه برقی عجیب این نامردا تیر سهشعبه دارن واسه حنجری نازک واسه چشمایی نجیب یا حبیبی ، یاحسین کوفه نیا ، یاحسین کوفه نیا... یاس و نیلوفر رو نیار ، سهساله دختر رو نیار جوونمردی اینجا نبود جوونت اکبر رو نیار زیر گلوی شیشماهت از خاطرم میره مگه این حرمله تا جونشو نگیره میمیره مگه اگه که میاُفته سرم زیر پای تو یا حسین مقدمه میشم برا عاشورای تو یا حسین آقام آقام ، چه کنم بسته دستام تو ببین در بین دام پَرِ من رو میزنن بیاندازه دل مسلم غمسازه ورودیِ دروازه سر من رو میزنن یا حبیبی ، یاحسین کوفه نیا ، یاحسین کوفه نیا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد