مرغ سحرم دانه‌ی اشکم شده دانه

مرغ سحرم دانه‌ی اشکم شده دانه

[ سیدرضا نریمانی ]
مرغ سحرم، دانه‌ی اشکم شده دانه
پیوسته کِشد از جگرم شعله زبانه
تن خسته و کوه گُنهم بر روی شانه
من عبد گنهکارم و تو حیّ یگانه

مشتاق تواَم ورنه گدایی‌ست بهانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه

من عبد نمک‌خوارِ نمکدان‌شکن هستم
گشتم خجل از توبه، زِ بس توبه شکستم
باز آمده‌ام بر در عفوِ تو نشستم
هر چند بَدم عبد گنهکار تو هستم

از بندگی‌ام غیر گنه نیست نشانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه

بی‌چاره و درمانده‌ام ای دوست نگاهی
با کوه گُنه آمده سویت پَر کاهی
غیر از سر کوی تو مرا نیست پناهی
سبحانک یا سیّدی العفو الهی

العفو که جز عفوِ تو هم نیست بهانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه

سوگند به اشکِ سحرِ فاطمه یا رب
سوگند به جان پدرِ فاطمه یا رب
سوگند به سوز جگرِ فاطمه یا رب
سوگند به خونِ پسر فاطمه یا رب

با اشک مرا پاک کن ای حیّ یگانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه

با عفو تو جُرمی نبود جرم دو عالم
آرد گُنهِ خلق زِ لطف و کرمت کم
بوده است گناه از من و عفو از تو دمادم
هرگز نگذارد کرم و لطف تو میثم

از کوی تو گردد به سوی نار روانه
در را به رویم باز کن ای صاحب خانه
****
امشب ببخش ما را به احترام زینب
با بنده کن مدارا، به احترام زینب

با دیده‌های گریان، من آمدم بگیرم
امضای کربلا را، به احترام زینب

از روی تل صدا زد، ای شمر برنگردان
با پا عزیز ما را، به احترام زینب

بردار چکمه‌ات را از روی سینه‌ی شاه
به احترام زهرا، به احترام زینب

با نعل‌های تازه، کمتر به‌هم بریزید
آقای سر جدا را، به احترام زینب 
****
حسین جان 
به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم
کنار تن بی‌سرت، کاسه‌ی آب گذاشتم
حسین جان

حسین جان
تو بودی و گودال و ریگ و تنت غرق نیزه
خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه
حسین جان

صدا می‌زدم مادرت رو یا مظلوم
به دامن بگیره سرت رو یا مظلوم

تا حالا از این خونواده زنی را نبردن اسارت
الهی می‌مُردم نمی‌دیدم اونقدر جسارت، حسین

به آتش کشیدن حرم رو یا مظلوم 
نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم

خبر آن نیست که اموال به غارت رفته
خبر آن است که زینب به اسارت رفته

پربازدید ترین شعر اول سیدرضا نریمانی محرم و صفر مناجات با خدا

پربازدید ترین شعر اول محرم و صفر مناجات با خدا

محبوب ترین محرم و صفر مناجات با خدا

نظرات