ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

[ محمدحسین پویانفر ]
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمده‌ایم

لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست؟
که در این بحر عمل غرق گناه آمده‌ایم

با چنین گنج که شد خازن او روح الامین
به گدایی به در خانه‌ی شاه آمده‌ایم

آبرو می‌رود ای ابر خطا پوش ببار ببار
(که به دیوان عمل نامه سیاه آمده‌ایم)۲
****
شستشویم ز سیئات بده 
به گدا شاخه‌ی نبات بده

باز هم لحظه‌ی مناجات است
رو به موتم به من حیات بده

لطف کن تا همیشه دست مرا
دست پر مهر این زوات بده

بر من تشنه هر شب جمعه
جرعه‌ای آب از فرات بده

برسان کشتی نجات حسین
من آلوده را نجات بده

پای من را بکش به سمت نجف
قدمم را کمی ثبات بده

یا علی، ایها العزیز خدا
و تصدق به من زکات بده

شوق دارم پس از یَمُوت یَرَنی
پس به من زودتر وفات بده

نجفم دیر شد به جان خودت
دست من برگه‌ی برات بده

دست من را بگیر و پاکم کن
زیر ایوان طلا خاکم کن

گفتم ایوان طلا دلم پر زد
بر در خانه‌ی علی در زد

شک ندارم خداش می‌بخشد
هر کسی را که رو به حیدر زد

از نجف سمت کربلا رفتم
در سرم شوق شاه بی‌سر زد

آسمان ناگهان به سرخی زد
بر رخش لطمه بس که خواهر زد

آه زینب چقدر پیش حسین
بر سرش در وداع آخر زد

لب او رفت سمت زیر گلو
بوسه بر حنجر برادر زد

آی تا طلب کرد کهنه پیراهن
آهش آتش به خشک با تر زد

ناله‌ی خواهرانه بالا رفت
بس که بر آن لباس خنجر زد

گفت: داری چکار می‌کنی جانا؟
ظهر روز دهم به محشر زد

یادگاریست پاره پاره نکن
گره‌هایی که سخت مادر زد

آه از آن ساعتی که آمد و دید
تن عریان و به خاک و بر سر زد

تا که پیراهنش به غارت رفت
بعد او خواهرش اسارت رفت

حسین...
****
زیرانداز خانه‌های داهات
کفن شاه بی‌کفن شده بود

حسین...
****
من بنده‌ی آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
****
یا بن شبیب دختر ترسیده دیده‌ای

نظرات

سیدحامدنظریسیدحامدنظری

از پی دادرسی اینجا پناه آورده ایم