نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این روضه ها امروز و فردا کردنش سخت است باید بگویم گر چه معنا کردنش سخت است لکنت گرفته پلک تو در بین آن کوچه این راز سربسته است افشا کردنش سخت است چشمی که دست سنگی آن بی حیا بسته مقداد میدانست که واکردنش سخت است دستی که بین کوچه ها از پا تو را انداخت فهمید قد حیدری، تا کردنش سخت است با غسل زیر پیرهن، فکر علی بودی زخم نود روزه تماشاکردنش سخت است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد