نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آیینه دار ام ابیها صبور باش زینب در این دو روزه ی دنیا صبور باش دنیا اسیر درد و غم بی ملالی است در این سکوت سرد تماشا صبور باش بابا که نیست هرچه دلت خواست گریه کن اما کنار غربت بابا صبور باش این روزهای غرق محن با برادرت یا صحبتی ز کوچه مکن یا صبور باش حرفی مزن ز پهلوی زخمی مادرت در این غروب عاطفه تنها صبور باش کار من از طبیب و مداوا گذشته است انگار رفتنی شده زهرا صبور باش گاهی دلت بهانه ی مادر که میکند بر سر بگیر چادر من را صبور باش امروز تازه اول راه است دخترم فردا که پر کشیدم از اینجا صبور باش یک روز میروی به بیابان کربلا بر تل بی قراری و غمها صبور باش خورشید خون گرفته ی من پیش چشم تو بر روی نیزه میرود اما صبورباش بر حنجر بریده بزن بوسه جای من اما به خاطر دل زهرا صبور باش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد