نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همین كه بهتری الحمدلله جدا از بستری الحمدلله همین كه در زدم دیدم دوباره تو در پشت دری الحمدلله تو دیگر با حجابت خو گرفتی به چندین علت از من رو گرفتی گمان كردی ندیدم زیر چادر چگونه دست بر پهلو گرفتی چرا ای باغبان از غارت گلشن نمی گویی چرا با فضه ات گفتی ولی با من نگفتی تو آن شب خواب بودی آمدم بازوی تو دیدم مبادا آنكه بیدارت كنم آهسته بوسیدم شنیدم بسترت را جمع كردی و با سختی پرت را جمع كردی شنیدم آب دادی به حسینت حواس دخترت را جمع كردی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد