
(این که داره میره میدون، پسر شیر جمل، قاسم ابن الحسنه)2 (میخونه به زیر لب، ذکر احلا من عسل، قاسم ابن الحسنه)2 (چه مردونه میجنگه، چقد مثله باباشه)2 یه بازوبند با ذکر مدد حیدر همراشه (نوجوونه اما، یلِ کهنه کاره)2 همه فهمیدن که، کار ازرق زاره تو رجزهاش ذکر، یا ابالفضل داره (نوبتی هم باشه دیگه، نوبت گل پسر حسن ابن علیه)2 (میخونه عموش ابالفضل، دور دور قمر حسن ابن علیه)2 (عجب رزم زیبایی، چه شمشیر برانی)2 میگه ازرق واویلا، عجب شیر غرانی (جانم به قد و بالای قاسم)2 پیچیده ذکر احلای قاسم این میدون داره، تنها یه قاسم قاسم قاسم...