تصویر حسین طاهری - یابن‌الشبیب عمه‌ی ما راه دور رفت

یابن‌الشبیب عمه‌ی ما راه دور رفت

[ حسین طاهری ]
یابن‌الشبیب عمه‌ی ما راه دور رفت 
می‌خواست قتلگاه بماند به زور رفت 

آتش گرفت چادرش اما کسی ندید
پنجاه و پنج سال قدش را کسی ندید

پنجاه و پنج سال بدونِ غمی نبود 
تا آن زمان مقابلِ نامحرمی نبود 

پنجاه و پنج سال پَرش را گرفته‌اند
مردانِ خانه دور و برش را گرفته‌اند

یابن‌الشبیب عمه‌ی ما احترام داشت 
چندین امامزاده و چندین امام داشت 

پیشِ بزرگِ قافله فریاد می‌زدند
یابن‌الشبیب بر سرِ او داد می‌زدند

یابن‌الشبیب بس که زمین خورد جان نداشت 
می‌خواست راهِ علقمه گیرد توان نداشت 
 
یابن‌الشبیب دخترِ دلگیر را زدند 
پنجاه و پنج ساله زنی پیر را زدند 

یابن‌الشبیب آتشِ خیمه امان نداد 
فرصت به رویِ زخمی دختران نداد 

از پیشِ نیزه‌های شکسته عبور کرد 
او را به دست‌های خودش جمع و جور کرد 

او را به ریگ‌های پریشان سپرد و رفت 
او را به آفتابِ بیابان سپرد و رفت 

سپردمت به هر آنچه که بود، امّا تو
سپردی‌ام به که رفتی، به دلقکان؟ به کنیزان؟ 

سپردی‌ام به دوصد چشمِ پَستِ نامحرم؟
به شمر و خولی و اخنس، به حرمله، به سنان؟!

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسین طاهری حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد