تصویر حسین طاهری - می زد مرا مغیره و یک کس به او نگفت

می زد مرا مغیره و یک کس به او نگفت

[ حسین طاهری ]
می‌زد مرا مُغَیره و یک کس به او نگفت 
زن را کسی مقابل شوهر نمی‌زند

ز درد بال و پری زد ولی پرش افتاد 
میان کوچه عبای مطهرش افتاد 

دوباره کوچه‌ی باریک و سنگ‌های زمین 
 مواظب است نیفتد که آخرش افتاد 

نهاده است به دیوار شانه‌هایش را 
اگرچه تکیه زده باز پیکرش افتاد  

بلند شد به سر زانویش زمین نخورد 
چه کرده زهر که این بار با سرش افتاد 

نشد صدا بزند یک نفس جوادش را 
که کار او به نفس‌های آخرش افتاد
 
رسید یک طرف حجره و زمین غلتید 
درست مادر او سمت دیگرش افتاد 

نبود تشت به پیشش ولی یقین دارم 
که تکه‌های جگر در برابرش افتاد 

گریست دامنش از پاره‌ی جگر پر شد 
که یاد خاطره‌ی گریه آورش افتاد 

تمام حجره پر از روضه‌های محسن بود 
همین که خانه پر از شعله شد درش افتاد 
 
شکسته شد در و یک ضربه میخ را هل داد 
همین که محسنش افتاد مادرش افتاد
 
رسید کاسه‌ی آبی حسین گفت حسین
دوباره لرزه به لب‌های مضطرش افتاد 

حرام زاده‌ای آمد به سینه‌اش پا زد 
در آن طرف لب گودال خواهرش افتاد 

چه سخت شد اثر بوسه از گلو نگذاشت 
که شمر از نفس افتاد خنجرش افتاد

حسین ...

به سمت گودال از خیمه دویدم من 
شمر جلوتر بود، دیر رسیدم من 

سر تو دعوا بود، ناله کشیدم من 
سر تو رو بردن، دیر رسیدم من 

یه گوشه‌ی گودال مادرو دیدم من 
که رفته بود از حال، دیر رسیدم من

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حسین طاهری حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حسین طاهری

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد