اندر سریر ناز تو خوش آرمیدهای
حسین طاهریپسندیدن7
بازدید6.9K
(اندر سریر ناز، تو خوش آرمیدهای) ۲ شادی از آن که رأس حسین را بریدهای مسرور و شاد و خّرم و خندان به روی تخت بنشین کنون که خوب به مطلب رسیدهای جا داده ای به پرده زنان خود، ای لعین! خرّم دلی که پردۀ ایمان دریدهای من ایستاده بر سر پا و کسی نگفت بنشین که روی خار مغیلان دویدهای گه بر فروش حکم کنی، گه به قتل ما ظالم مگر تو آل علی را خریدهای ****** تاحالا از این خانواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم انقدر جسارت، یامظلوم به صحرا سپردم که با خاک بپوشونه داداش تنت رو بمیرم که بردن جلو چشم من پیرهنت رو واویلا به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم