نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

راهمونو بست فکرشم نمیکردم مادرم نشست فکرشم نمیکردم گوشواره شکست فکرشم نمیکردم یکی نبود بگه نامرد بس کن یه زنه فکرشم نمیکردم نامرد بزنه جونم برات بگه خوشی به ما نیومده جونم برات بگه دنیا بدون تو بَده چادر نمازمو که عمّه دوخته بود برام توی حرم، روی سرم، مثل دلم نگم که کی آتیش زده راستی موهامو یادت هست، گلِسرامو یادت هست؟ گوشوارهای رو که عمو خرید برامو یادت هست؟ یکی بود و یکی نبود بردن هر چی بود و نبود النگوهامو بردن، گوشوارههامو بردن جلو چشای عمّه، عروسکامو بردن الهی نگذره، خدا از این بیادبا الهی نگذره از آدمای بیحیا خودت نگاه بکن چی اومده به روز من تا اومدن سراغ من، منو زدن دیدی یا نه بازومو، زخم زیر اَبرومو شدم شبیه زهرا، خودت ببین پهلومو یکی بُرد و یکی بُرید جون من روی لب رسید دیدی از روی نِی یا نه بدجوری موهامو میکشید یتیمی درد بیدرمان یتیمی یتیمی خاریِ دوران یتیمی الهی طفلی بیبابا نباشه اگر باشه در این دنیا نباشه نمیدانم گناه من چه بود شترش راه نمیرفت مرا میزد پدرم آقای عالَم، مادرم عروس زهراست این که میبینی الان من تو خرابهم، کار دنیاست واسه این یکی دو ماههست، اگه من موهام سفیده کی میدونه دختر حسین رقیه، چی کشیده نمیخندم چون شکسته دندونام آخه زشته پیشت اینجوری باشم بلایی آوردند سر پهلوم که نمیتونم از روی زمین پاشم کِی میای دنبالم کِی منو میبَری بهخدا خستهم، بهخدا خستهم درد پهلوم یه طرف، کبودیهام یه طرف آخ ورم دستم ببین به ماه روی من که هالهی نیلی زدند با دستای بزرگشون به صورتم سیلی زدند بابا گلوم درد میکنه بابا گلوم زخمی شده آب مینوشم درد میکنه گوشوارههامو کشیدن بابا گوشم درد میکنه به رقیه، بیقرارم شبا تا خود سحر به رقیه، منِ جامونده رو کربلا ببر به رقیه، به رقیه، به رقیه، به رقیه **** هرجا که به پرچمش نگاهت افتاد حرم رقیهاس تنها حرمی که روضهخون نمیخواد حرم رقیهاس اومدم زیارتت با گریه، با زاری تو هنوزم وسط بازاری خیلی روضهی نگفته داری سلام خانم ایّتها الصدیقه الشهیده ای نوهی مادر قد خمیده گنبدت هم مثل موهات سفیده شنیدم که اربعین جاموندی، دلگیرم من بهجای تو زیارت میرم یا رقیه میگم و میمیرم **** گر رقیهجان پیش پدر ناز کند گره کربوبلای همه را باز کند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد