نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ایستادم به نوک پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد بر مادر خورد **** حرف از وصیت است؟ چرا خوب میشوی چشم و چراغ خانهی ما خوب میشوی نبضت اگرچه فاطمه جان کُند میزند جدی نگیر بغض مرا، خوب میشوی جانِ حسن سفارش تابوت را نده کوریِ چشم دشمنان خوب میشوی کافور و سدر دست علی میدهی چرا عطر خوشِ بهشتِ خدا خوب میشوی حرف مرا دو تا نکنی پیش بچهها من قول دادهام که شما خوب میشوی عجّل وفاتیِ تو غرور مرا شکست در شهر گفتهام همه جا خوب میشوی گفتم که کار میدهد این زخم دست ما گفتی که بیطبیب و دوا خوب میشوی مویت اگرچه سوخت، عروس منی هنوز افتادهای به گریه چرا؟ بهخدا خوب میشوی غصّه نخور جواب سلامم نمیدهند با غربتم کنار بیا خوب میشوی کمتر بگو حسین، صدایت گرفته است ای روضهخوانِ خانهی ما خوب میشوی **** بریز آب روان اسماء ولی آهسته آهسته به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته **** خداحافظ ای کوچههای مدینه خداحافظ ای زخم پهلو و سینه خداحافظ ای برادر زینب خداحافظ یار و یاور زینب برادر جان سلیمانِ زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری **** زِ خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم گر رقیهجان پیش پدر ناز کند گره کربوبلای همه را باز کند **** لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم به من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد