نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از پر و بال شما، خون میچکد روی زمین وای بر احوال ما، خون میچکد روی زمین جسم تو برداشتم بانو، چرا لاغر شدی از دو چشم مرتضی، خون میچکد روی زمین پای حیدر سوختی، چیزی نمانده از تنت از تنت خیرالنسا، خون میچکد روی زمین نیمهی شب میدهم غسلت، عزیز مصطفی آب میریزم، چرا خون میچکد روی زمین دست من حس کرد پهلویی پر از خونابه بود از همین پهلو خدا خون میچکد روی زمین مردم و زنده شدم در پای غسلت فاطمه از نگاه مجتبی، خون میچکد روی زمین بلندشو علمدار، علم رو بلند کن بازم پرچم این حرم رو بلند کن واسه بچههایی، که چشم انتظارن میخوان مثل من، سر رو شونت بزارن بلند شو علمدار بلند شو علمدار، به این آه جانسوز به کوریه چشم اونایی که امروز توی فکر خلخال، به فکر کنیزن میخوان آبروی حسینو بریزن میخوان زینبم رو، بدن زجر و آزار توی شام و کوفه، توی کوچه بازار تو جمع یه عده، زنای یهودی تو بزم شرابی، که میری به زودی بلند شو علمدار زینب الان، دلشوره داره عباس حق داره که طاقت نیاره عباس گفتم بهش میبرنت اسارت بهم میگفت، مگه میزاره عباس برادرم پاشو پناه خواهرم تو رو به خیمه میبرم بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم دامن کشان رفتی، دلم زیر و رو شد چشم حرامیها، حرم رو به رو شد آب به خیمه نرسید، فدای سرت حسین قامتش خمید، فدای سرت خداحافظ کوچههای مدینه خداحافظ درد پهلو و سینه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد